
علم یا تجربه
همانگونه که همه می دانند و می دانیم مدیریت یک بخش یا سازمان کاری است که هر کسی از عهدهی آن به درستی بر نخواهد آمد چنانکه بارها شنیده ایم که : مدیریت یک هنر است و همچنانکه هر کسی نمی تواند هنرمند باشد هر کسی نیز نمی تواند مدیر قابلی باشد حتی اگر سازمانی که بر آن نظارت می کند یک سازمان کوچک با 5 نفر کارمند و مراجعه کننده باشد اما وقتی که طرف صحبت ما دانشگاه و یا مرکزی فرهنگی با ده ها هزار نفر مراجعه کننده و کارمندان و افراد فرهنگی بسیار مسئولیت فردی که به عنوان مدیر یا رئیس همچین مرکزی برگزیده می شود باید از کارایی این فرد اطمینان حاصل شود زیرا با ناکار آمد بودن این مدیر ضرر به 5 یا 10 نفر نمی رسد بلکه افراد زیادی که وابسته به آن مرکز می باشند متضرر خواهند شد و چه بسا این ضرر جبران پذیر نباشد چرا که در مراکز آموزشی با انسان سروکار داریم نه با مشتی دستگاه که طرحهایی بر روی آنها اجرا شود و اگر جواب نداد این طرح نشد یک طرح دیگر !! در نقده هم که بسیاری می دانند که چندین سال است که هر سال مدیر ( رئیس ) این مرکز عوض می شود و دانشجویان که اکثرا فقط می دانند این مرکز هم طبیعتا باید مانند بسیاری از مراکز باید رئیسی داشته باشد والا تا اواخر و یا وقت امتحانات کسی آقا و یا خانوم رئیس را نخواهد دید.اما منظور من از نوشتن این مطلب این بود که : ما شاهد بودیم که برای مدیریت این مرکز در این 2-3 سال اخیر از جوانانی استفاده می شود که میانگین سنی آنها به 25 سال نیز نمی رسد من هم موافق میدان دادن به جوانان و استفاده از این قشر در مراکز مهم و حساس می باشم اما حرف من این است که آیا در کنار این جوان گرایی نباید به سابقه مدیریت این افراد نیز توجه شود؟ من منکر سواد بالای این افراد نیستم و نخواهم بود اما چنان که می دانید مدیریت بسیار پیچیده تر از سواد دانشگاهی می باشد و به تجربه و کار چندین ساله نیاز دارد تا بتوان به نحو شایسته و درخوری همچین مراکزی را اداره نمود.چنان که امسال شاهد بی برنامهگی گسترده ای در سطح دانشگاه بوده و هستیم از انتخاب اساتید محترمی که به دلیل عدم برنامه ریزی برای تدریس مباحث و دروسی انتخاب می شوند که در تخصص ایشان نیست و همچنین برگزار نشدن بسیاری از کلاسها که به دلیل اینکه دانشجویان اطمینان ندارند که با مراجعه با دانشگاه کلاس مربوطه برگزار خواهد شد یا نه ، بسیار تعداد قلیلی به دانشگاه مراجعه می کنند که اکثرا از افراد ساکن نقده می باشند و دانشجویان شهرهای اطراف به این دلیل که در این نیم سال بسیار آمده اند و رفته اند بدون آنکه استادی برای درس دادن و یا دانشجویی برای درس گرفتن ، وجود داشته باشد رنج سفری بی نتیجه بر دوششان مانده و نا امید برگشتهاند. آیا نباید از تجربهی دانشگاههای دیگر که به سواد گرایی دانشگاهی روی آوردند و تجربه گرایی را کنار گذاردند درس بگیریم؟ من به شخصه از تغییراتی که مدیر جدید آموزشگاه ( رئیس جدید ) بسیار راضیم و با این تغییرات جدید دانشگاه از آن شکل یکنواخت در خواهد آمد و به شکل یک مرکز واقعا فرهنگی در خواهد آمد اما... آیا الان وقت مناسبی برای این تغییرات است؟ ما 3 ماه بهار و 3 ماه تابستان را آمدیم و رفتیم چیزی ندیدیم اما از مهر ماه با آغاز سال تحصیلی جدید در زمانی که باید همهی کارها انجام شده باشد و فقط مدیریت فکرشان معطوف به امر آموزش باشد ، ساخت و ساز آن هم در یک سطح گسترده آغاز شد که گذشته از مزاحمتهایی که برای دانشجویان و امر تدریس وجود دارد فصل مناسبی نیز برای ساخت و ساز انتخاب نشده است و در واقع با در نظر گرفتن آب و هوای شهرستان نقده ساخت و ساز در فصل های پاییز و زمستان در این منطقه فقط هدر دادن بودجه مرکز می باشد .
چند فرمول پیشنهادی:
تجربه مدیریت – سواد مدیریت= بی برنامه ای
سواد مدیریت – تجربهی مدیریت = ثبات رفتاری در مدیریت
سواد مدیریت + تجربهی مدیریت = مدیریت صحیح

